آقاجان سلام/ یا ضامن آهو
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آقا جان سلام ،ضامن آهو

آقا جان سلام

ایام، ایام سوگواری شهادت شما ست

آقاجان سلام

میگن شما ضامن آهویید

میگن شما خیلی مهربونید

آقا جان سلام

میدونم جواب سلاممو میدی اما من گوش شنوا ندارم

من مطمئنم

آقاجان سلام

مگه میشه یه امام مهربون که ضامن آهو میشه  نسبت به دوست دارش بی تفاوت باشه

آقا جان سلام

کاش می شد روز شهادتت در محضرت بودم

اما لایق نبودم

کاش می شد بازم چشام با دیدن بارگاه با عظمتت منور بشه

کاش می شد

آقا جان وقتی دلم می گیره وقتی تنهام وقتی . . .

با خدا نجوا می کنم و ازش می خوام کاش میشد پیشت بودم

چشامو می بندمو مرغ دلمو بسوی حرمت پر میدم و صفایی به دل زنگار گرفتم میدم

آخ چی میشد پیشت بودم

میدونم که میدونی خیلی هواخواه داری یادمه اونور که بودم یکی از شیفتگانت می گفت  هر وقت رفتی زیارت آقا بگو که دل ما هم خیلی هواشو کرده

حالا از طرف همه هواخواهات می گم:

آقا جان سلام

آقاجان سلام

آقا جان سلام


 
سردی دستانم
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

در  اتاقی  که  به  اندازه ی  تنهایی  توست

نقشه ای می کشم از روی خیال

و ترا تا آن سوی حریم صحبت

که به جز عشق و دلم هیچ نبود

به تماشای یک حسرت بردم

به تماشای شرار چشمان

 به سراپرده ی یک قرن تپش

 در حصاری کوچک، که در آن نزدیک ترین فاصله ها،

قد یک دنیا بود

و دل گم شده در تاریکی ،پی چیزی می گشت ...

یک تمنای عمیق،

در دل خلوت ترسنده ی شب...

حسرت من سهمی است

که ترا در قاب خیال ،سال ها می کشد آه

در نگاهم عطش یک هرمی است که در آن شعله ی شب ،

می کشد سوزش گرمای ترا از میان دستت...

سردی دستانم تا همیشه جاری است تا همیشه محبوس ...

و به این اندیشم

 که چرا مکمن بازوهایت، در ستبری برت،

 حسرت نازک یک روح نحیف را ندید...

و به این اندیشم

بهره من شاید

دیدن اوج سبک بالی توست

بعد میقات آن دلتنگی

یا در آن سوی زمین،که تو در جشن شکوفایی دل،

 آذین می بندی،تازه آباد دلت را پررنگ

بهره ی من شاید

خواب نوشین یک شام غریب ،یاد آن وقت وداع ،

زیر آن طاق کبود،

زیر تکرار بلند کاج ها،

در گذرگاه تپش، بعد یک بوسه ی آه ،

در دل خلوت تاریکی هاست.

من در این تاریکیست که ترا گم کردم...

و در این تاریکی، قرن هاست که  ترا می کشم آه...

بهره ی من شاید

 شعله ی سوخته ایست بر دل لب ...

بهر ه ی من شاید

ساز آن آوایی است که مرا ،سال ها می خواند

بهر ه ی من شاید

 جان دادن اندوه صدایی است که از دور برایت خواند: بی هوایت هستم 


 
السلام علیک یا ابا عبدالله
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

ماتم آل علی را از دل زهرا بپرسید/

حالت لب تشنگی از روز عاشورا بپرسید/

داغ و مرگ نوجوانان را اگر خواهی بدانی/

از سکینه وزرباب و زینب و صغری بپرسید/

 

عالم همه قطره اند و دریاست حسین/

خوبان همه بنده اند و مولاست حسین/


 
تابستانه و مدار تعطیلند
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مدارس

سلام دوستان

تابستونا مدارس تعطیله اما واقعا فقط تابستونا تعطیله یا . . .

من معتقدم بجای باز کردن مدارس و تمهید مقدمات باز گشایی باید کمی فکرها را باز کنیم/ باید بجای باز و بسته کردن مدارس باید دیوار مدارس را برچید تا هیچ دانش آموزی فکر نکند که فقط در محیط خسته کننده مدرسه محصور ویا حتی زندانی است/ باید دیوار ها را برچید و جور دیگر بنای مدارس را گذاشت باید  به جای آموزش افکار, تفکر را به بچه ها آموخت/باید به بچه فرصت عرض اندام و خود نمایی و بروز توانمندی ها و توانایی ها را داد/ آیا مدارس ما این کارها را می کند؟ آموزش پرورش ما به کدامین سمت و سو می رود؟ برای ارتقا’ آموزش و پرورش در چه بخش هایی سرمایه گذاری می کنیم؟؟ آیا وقت آن نرسیده که بجای ساختن بنایی به ظاهر زیبا به فکر ساختن بنایی با اساس و ریشه باشیم؟ /؟؟؟؟؟؟/ ....


 
سال 1390
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

هر سال دم دمای عید نوروز یه ولوله ای بین مردمم میافته و هرکی دنبال یه نوع تحول و تغییره آخه سال داره عوض میشه/ همه چی عوض میشه ظاهرمون خونمون و . . . اما باطنمون چی میشه هروقت درونمون عوض شد اون مهمه وگرنه تغییر ظاهری هنر نیست/پس بیایید از درون خانه تکانی را شروع کنیم/سال نو بر همه ایرانی های عزیز در هرجای دنیا که هستند مبارک


 
ماه صفر
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

اربعین سید و سالار شهیدان نزدیک است/ بیایید بار دیگر عهد ببندیم تا همچون سرورمان حسین(ع) آزاده باشیم و حتی در سخت ترین شرایط هم دشمنانمان را نفرین نکنیم و در راه خدا از اهدای عزیزترین چیزمان هم نهراسیم


 
السلام علیک یا ابی عبدالله
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

حج عباس(ع)

 خویش فانی در (هوالموجود) کرد

رو به سوی کعبه ی مقصود کرد

چون کمر بهر طواف عشق بست

در طواف اولش افتاد دست

دور دوم در مطاف داورش

شد فدای دوست دست دیگرش

دور سوم خون به جای اشک خورد

تیر دشمن آمد و بر مشک خورد

دور چارم داشت عزم ترک سر

پیش دشمن کرد چشمش را سپر

دور پنجم از عمود آهنین

گشت سرو قامتش نقش زمین

گشت در دور ششم از تیغ تیز

قطعه قطعه » عضو عضوش ریز ریز

دور هفتم داده بود از کف قرار

خویشتن را دید در آغوش یار

چون که خون رفت از تمام پیکرش

دید زهرا(س) را به بالای سرش

با زبان حال  میگفتش  بتول :

 آفرین عباس من » حجت قبول


 
درد او!!!
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

درد من تنهایی نیست؛

بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت،

بی‏عرضگی را صبر،

 و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می‏نامند.

 گاندی رهبر فقید هند


 
← صفحه بعد